وقتي که سرما زمين گير شد


 و در ميان تن پوش برفي زمين


گلها همه يخ زده بودند


 درنيمه شبي ظلماني

 هستي وجود خويش را

  براي زمين به ارمغان آورد


 و از ميان اين همه يخ


 گلي زيبا و گرم رست


 که نامش را آ سمان هديه داد


 و دلش را از خورشيد به ارث برده بود


 و در تمام سطح تنش رنگ مهتاب جاري است


 و چه پر نشاط است


 که آرش با بوسه اي از لبان او


 کما ن عشق را بدست خواهد گرفت
                                                      و قلب ناهید را نشانه خواهد رفت

 


 

نوشته شده توسط ن آب آذر در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 3:34 موضوع | لینک ثابت