هیچ دانی نگاهی که یار می کند؟

کاری است که گل با بهار میکند!

اعتبار بهار به رنگ و بوی گل است

 دوام عشق درنگاهی است که یار میکند!

زندگی با بهار بی گل و یار بی نگاه

شرحی است که با مجرمی چوبه دار می کند!

عمری است که بر چوبه دار دل تنگی ام

گاه گاهی دلم هوای بهار میکند!

هر چند سپیدی به سرم سایه ا فکنده است

او با طره ای سیاه دلم را شکار میکند!

هوسی که در نگاه آدمی نهفته است

زهری است که در تن بیمار مار میکند!

سر گشته ازاین نگاه دو گانه ام

گاهی مرا مست وگاه بیمار میکند!

 

                                                  بوشهر دی ماه هشتادو هفت

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ن آب آذر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 4:58 موضوع | لینک ثابت